تشکیل و اداره گروه های اجتماعی
تشکیل گروه های اجتماعی در شبکه های موبایلی مثل هر امر دیگه ای از امور زندگی ، فوایدی دارد و مضاری ، که عزیزان واقفند و اینجا هم مجال پرداختنش نیست .
اما چه کنیم که یک گروه خوب و مفید و فعال داشته باشیم که هم رضایت نسبی همه اعضا حاصل بشود ( و شاهد تعطیلی گاه و بی گاهش نباشیم ) و بتوانیم از فواید بسیارش بهره مند شده ، از مشکلات و ضرر و زیان های پیامدش دور باشیم .
لازمه تشکیل یک گروه خوب و موفق ، ایجاد یک هسته اولیه از دوستان و همفکران و هم فازان از قبل شناخته شده است که با شناخت نسبتا کافی از هم ، مایل باشند در یک راستا و یک چارچوب
ملاحظات حضور در گروه
امیدوارم در گروه های اجتماعی بجایی برسیم که گفته ها و نوشته های عادی معمول و روزمره که طبیعی زندگی روزمره مان هست و از بدیهیات اولیه و مقبول همگان ، مثل سلام و صبح و ظهر و عصر و شب بخیر و تبریک و تجلیل و تقدیر و گل فشانی و ... ، ناگفته و نانوشته خوانده شود و لحاظ گردد تا آمار کمی پیام ها پایین اومده و محتوی و کیفیت پیام ها افزایش بیابد تا گروه مفیدتر و کاربردی تر شود ، چرا که همگان می دانیم همه ما هر روزه خواهان سلامت هم هستیم و همیشه نسبت به هم عرض ارادت داریم . پس چه بهتر از تعارف بکاهیم و بر وزن و کیفیت ارتباط گروهی بیفزاییم .
از دیگر نکات قابل توجه حضور در شبکه های م
اره دیدمش ای جانم چه ناز خوابیده
عکس العمل صمیمانه و واقعی یکی از دوستان وبلاگی
امروزه در جامعه نسبتا مدرن ما ، از مواهبی برخورداریم که به دلیل گستردگی و جهانی بودنش ، به اشتباه فضای مجازی خوانده می شود .
اشتباه از دو جهت :
از جهت فیزیکی : با تاملی نسبتا ساده در فناوری این پدیده می توان به فیزیکی بودنش پی برد همچنانکه در آموزش مقدماتی اش ، فلاپی 15 در 15 با قاب پلاستیکی باز شده را جهت تفهیم دیسک بودن و قطاع و سکتور داشتن و نحوه ذخیره سازی اطلاعات در آن ، با انگشت اشاره به دانش آموزان نشان می دادیم . و حتی در شکل ساده ترش نوار کاست و ویدئوی باز شده را جهت بیان نحوه ضبط
دو سالی از آشنایی تلگرامی مون میگذره . خانم موقر و با شخصیتی هست مثل اکثر خانم های وطنم ، در پروفایلش عکس خودش رو گذاشته بود و عکس پسر و دخترش رو . بعد از آشنایی عکس شوهرش رو هم برام فرستاد . مردی میانسال خوشرو و خوب و صمیمی .
از همون اوایل که من و خونواده ام رو شناخت می گفت که در کنار همسر مهربانش چت ها و پیام ارسالی منو میخونه ، درست مثل خود من که در کنار خانومی و بچه ها میخونم .
از زیبایی های دیارش می نوشت و عکس می فرستاد و من هم متقابلا از باغات و ییلاق و سفرهام و بچه ها و نوه های نازم .
با بیشتر شدن آشنایی اصرار میکرد که مهمون شون بشیم و دیار سرسبز و زیبای
تحولات فنی تکنیکی ، تحولات نجاتبخش
تغییرات و تحولات جدیده طبعا مثل بسیاری از امور می توانند اثرات و ثمرات دوگانه مثبت و منفی داشته باشند ، ولی در مجموع و در نگاه کلی ، ( در میان مدت و دراز مدت در مقام مقایسه ) ثمربخشی و نجاتبخشی آن ها در زندگی جوامع بشری آشکار شده و کارنامه مثبت اش عیان خواهد شد .
مروری کوتاه و سریع ذهنی به دیده ها و شنیده ها در مورد زندگی مشقت بار 50 سال پیش پدران و مادران مان ، نشانگر نقش نجات بخش ماشین و تیلر و تراکتور و ... هست و تردیدی در آن نیست ، خصوصا با ریزتر و عمومی تر ( همه گیرتر ) شدن ماشین و فناوری ، جدای از ایجاد رفاه عمومی ، با شکست
u2060 باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم:
خیلی دلم می خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یکبار از میانِ مُرده ها بیرون بیایم و خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم! . این آخرین آرزوی من است .
افسوس که خیلی ها نمیخواهند یا نمی توانند در همین دنیا از تحولات بزرگ سالانه و ماهانه و روزانه با خبر شوند !!!
و در عین بیخبری گاری به گل مانده جهل و خرافه و ... را برای تخریب بیشتر به جلو هل می دهند
برچسبها: جهل و خرافه, آخرین آرزو, میل به نادانی+ نوشته شده توسط قاسمی اوجی در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ و سا